حسن حسن زاده آملى

17

هزار و يك كلمه (فارسى)

بدون حرف و هيچ قيد و شرط با نهايت بزرگوارى كريمانه قاب عكس را از صفحه ديوار برداشت و در نزدم گذاشت من فرداى همان روز آن را دادم بزرگ كردند و اصل را به جناب حاج حسين آقاى فاطمى برگرداندم كه ازجمله عكسهاى اوليائى كه به زيارت تمثال مباركشان افتخار دارم همين عكس مرحوم آقاى ملكى است . باز در اثناى همان هفته به خدمتش رسيدم ولى سخت مريض و افتاده بود كه انصاف نديدم در چنان حال مصدع شوم و در همان بيمارى نداى حق را لبيك گفت . تربت او در شيخان قم است و تربت حاج ميرزا جواد آقاى ملكى نيز در همان شيخان است . راقم گويد : اين بود كلماتى كه از مرحوم آقاى حاج سيد حسين فاطمى شنيده‌ام و استفاده كرده‌ام . آنكه دربارهء دو فرزندش على و حسينقلى فرموده‌اند : از آقاى ديگرى شنيده‌ام كه به من فرمود : مرحوم ميرزا جواد آقا از كثرت علاقه به استادش مرحوم آخوند ملا حسينقلى ، فرزندش را به نام آن جناب ناميده است . امّا على همان است كه مرحوم آقا ميرزا جواد آقا در مراقبات محرم از كتاب مراقبات ( ص 13 ، ط 1 ) به پيشگاه مبارك حضرت سيد الشهداء روحى لتربته الفداء عرض مىكند : يا سيّدى يا ليتني كنت فداء لك من جميع هذه البلايا و جلّ هذه الرزايا . فياليت اهلى و اولادى كانوا مكان اهلك و اولادك مقتولين مأسورين ، و يا ليت سهم حرملة ( لعنة الله عليه ) ذبح رضيعي . و يا ليت ولدي عليا قطع عوض ولدك اربا اربا ، و يا ليت كبدى تفتّت من شدة العطش الخ . ط - راقم سطور پس از آنكه از مرحوم حاج ميرزا جواد آقاى ملكى آگاهى يافت ، تا مدّت مديدى مىپنداشت كه قبر آن جناب در نجف اشرف است . تا اينكه در شبى از نيمه دوم رجب هزار و سيصد و هشتاد و هشت هجرى قمرى در حدود سه ساعت از شب رفته ، با جناب آية الله آقا سيد حسين قاضى طباطبائى تبريزى